<<چرا من مردم؟>>

خانم میان سالی سکته قلبی کرد و سریعاً به بیمارستان منتقل شد. وقتی زیر تیغ جراح بود عملاً مرگ را تجربه کرد. زمانیکه بی هوش بود فرشته ای را دید. از فرشته پرسید: آیا زمان مردنم فرا رسیده است؟ فرشته پاسخ داد: نه، تو ۴۳ سال و ۲ ماه و ۸ روز دیگر فرصت خواهی شد. بعد از به هوش آمدن برای بهبود کامل خانم تصمیم گرفت که در بیمارستان باقی بماند. چون به زندگی بیشتر امیدوار بود، چند عمل زیبایی انجام داد. جراحی پلاستیک، لیپساکشن، جراحی بینی، جراحی ابرو و … او حتی رنگ موی خود را تغییر داد. خلاصه از یک خانم میان سال به یک خانم جوان تبدیل شد! بعد از آخرین جراحی او از بیمارستان مرخص شد. وقتی برای عریمت به خانه داشت از خیابان عبور می کرد، با یک آمبولانس تصادف کرد و مرد!!! وقتی با فرشته مرگ روبرو شد بهش گفت: من فکر کردم که گفتی ۴۰ سال و اندی بعد مرگ من فرا می رسه؟ چرا من رو از جلوی آمبولانس نکشیدی کنار؟ چرا من مردم؟




فرشته پاسخ داد؛ ببخشید، وقتی داشتی از خیابون رد می شدی نشناختمت! قهقهه
/ 21 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهار

سلام عصرت به خیر[گل] داستان قشنگی بود ،کلی خندیدیم،طفلی پیر زنه چه ضد حالی خورده[نیشخند] آپم خوشحال میشم بیای[قلب]

خانه دوست

سلام خیلی وب باحالی داری داستانتم قشنگ بود منم آپم به خونه دوست سر بزنید منتظرم

محمد.م.ش

سلام متاسفاته دارن چوب حراج به پرشین بلاگ می زنن.من 1مقاله به حمایت از پرشین بلاگ زدم شما هم همین کارا کنید تا شاید جلو 100تیکه شدن پرشین بلاگ را بگیریم. برای شروع می تونید از مقاله من هم کمک بگیرین. موفق باشید جنبش جمع آوری امضا برای جلوگیری از فروش پرشین بلاگ

نازی

خیلی با مزه بود.[قهقهه]

النا.ع

خیلی جالب بوووووود.... مرسی دوستم که به وبلاگ من سر میزنییییی..... دلت یه دنیا شاد.... روزگارت شیرین... روحت سبز و قدرتمند...[گل]

سهيل

سلام با 2 تا مطلب اپم

فاطمه

واقعا واقعا ووووووووووووااااااااااااااااااااااااااااقققققققققققققققققققععععععععععععععععععععععععااااااااااااااااااااا وب تو بهترینه

علیرضا

سلام.وبلاگتون بی نظیره...خسته نباشی[گل]